به امید نابودی...
ودر درجه بالاتر ایرانی،المانی،امریکایی،انگلیسی و...
ودر درجه باز هم بالاتر اسیایی،اروپایی و...نبود
کاش همه زمینی بودیم![]()
ای کاش...
19آوريل سال 2 ميلادي سناي روم تصويب كرد كه براي جنگ قريب الوقوع با ايران ده هزار مرد«فرانك» اجير شوند و به جاي انتقال با كشتي از طريق بنادر ايتاليا، از راه دانوب و درياي سياه خود را به آسيا برسانند. فرانكها كه نام كشور فرانسه از آنان گرفته شده است در آن زمان در جنوب آلمان بسر مي بردند كه بعدا به فرانسه سرازير شدند. بسياري از آن فرانكها در جنگ با ايران اسير و يا كشته شدند و تنها چند صد تن از آنان موفق به بازگشت شدند و همين عده تلاش كردند شيوه هاي جنگي ايرانيان را به فرانكها بياموزند كه تيراندازي در جهت مخالف تاخت اسب يكي از اين فنون بود. اين فرانك ها تعريف كرده بودند كه سربازان ايراني دو دسته اند، يك دسته سواره نظام سبك و دسته ديگر مركب از پياده و سوار سنگين اسلحه. سربازان سنگين اسلحه ايراني كلاه خود هاي فلزي مشابه آنچه كه يوناني ها بكار ميبرند بر سر مي گذارند. تيغه اي بر فرق كلاه خود تعبيه شده كه سرباز با سر خود هم مي تواند اعضاي بدن سرباز طرف مقابل را پاره كند (در قرن گذشته نمونه اي از اين كلاه خود در ويرانه هاي نسا، نزديك اشك آباد به دست آمد كه در موزه اين شهر نگهداري مي شود.

كلاه خود سرباز ايراني عهد اشكانيان
بايد دانست كه ژرمن ها (اقوام آلماني) با اين كه قرنها زير سلطه روميان بودند حاضر نمي شدند كه به صورت «مرسنر رومي» با ايرانيان وارد جنگ شوند. در طول تاريخ، هيچگاه آلمان و آلماني بر ضد ايران و ايراني قدمي برنداشته است. ايران در جريان دو جنگ بزرگ قرن بيستم به خاطر داشتن احساس دوستي و همنژادي با آلماني ها آسيب بسيار ديد.

مجسمه اي كه اروپاييان از يك سوار تير انداز ايراني دوران اشكانيان ساخته اند تا روش تيراندازي در جهت مخالف تاخت اسب نشان داده شود ، مهارتي كه روميان فاقد آن بودند
پادشاه ايران زماني كه به سلطنت رسيد به اين فكر افتاد كه روابط بين ايران و يونان باستان را گسترش دهد و صلح را بين ايران و ساير ملت هاي بزرگ برقرار كند به همين دليل تصميم گرفت هيئتي را از ايران براي شركت در پنجاه و پنجمين المپياد يونان اعزام كند .

او به همين منظور گروهي از زوبين داران
برجسته ايراني را انتخاب كردتا زوبين بياندازند و نشان بدهند كه ايرانيان خواهان
صلح هستند چون المپيادها كه هر چهار سال يك مرتبه در يونان در دامنه كوه اولمپ(كه
خدايان يوناني طبق افسانه اي بالاي كوه زندگي مي كردند) تشكيل مي شد براي برقرار
شدن صلح بود.
قرار بود كه همسرش "امي تيس"
شهبانوي اسپرتمن ايران نيز كه از خود شاه تعليم سواركاري و تير
اندازي ديده بود همراه اين گروه به يونان برود ولي متوجه شد كه باردار است و اين
واقعه مانع از اين گرديد كه شهبانوي ايران در المپياد 55 كه در سال
پانصدوچهل و هشت قبل از ميلاد در يونان تشكيل گرديد شركت
كند.
شركت دادن ورزشكاران ايران در المپياد يونان نشانه ي
وسعت فكر و علو روح و صلح طلبي شاه ايران
است.
هم زيستي مسالمت آميز را اولين مرتبه كوروش در جهان
متداول كرد و به آن عمل نمود او تلاش مي كرد شرق و غرب در صلح و ارامش
باشند.
هرودوت مي گويد:كوروش يك پادشاه نمونه بود و تا امروز دنيا پادشاهي چون او نديده است و تمام صفاتي كه بايد در يك پادشاه وجود داشته باشد در او مجتمع بود.

تا به حال به اين فكر كرده ايد كه چرا اين همه سنگ نبشته در گذشته و در زمان قاجار از
كشور خارج شد؟پس مطلب زير را
بخوانيد:
"گرچه ابن اثيرمورخ معروف شرق در تاريخ خود از كوروش نام برد ولي ما
پادشاه بزرگ ايران را از زماني مي شناسيم كه كتاب هاي اروپايي در ايران خواننده
پيدا كرد.
اسم كوروش فقط از يكصد و شصت سال پيش از اين به گوش ما خورده است و
در آغاز تنها چند تن از خواص اطلاع حاصل كردند كه در ايران باستان پادشاهي بزرگ به
نام كوروش وجود داشته است.اروپايياني هم كه براي تحقيق تاريخي به ايران آمدند ما را
از نتيجه ي تحقيقات خود بدون اطلاع گذاشته و نبايد از اين حيث خرده گرفت(عده اي حتي
كوروش را از قبايل وحشي مي دانستند)
"سرهنري-راولين سون" خاور شناس و محقق انگليسي كه به ايران آمد و
كتيبه هاي بيستون را خواند هنگامي كه در ايران به سر مي برد در تمام
اين كشور حتي يك نفر هم وجود نداشت كه بتواند بفهمد آن مرد راجع به كتيبه هاي
بيستون(بهستون) چه مي گويد و او هم كه در ايران يك مستمع پيدا نكرد به اروپا رفت و
نتيجه ي تحقيقات خود را در غرب منتشر
كرد.
حتي "پروفسور كامرون" آمريكايي كه 15
هزار كتيبه ي تخت جمشيد را خواند در ايران مستمع پيدا نكرد و نتيجه ي تحقيقات خود
را در غرب منتشر كرد.
البته لازم به ذكر است كه در مورد كوروش هخامنش 4هزار كتاب در دنيا
وجود دارد و كسي تنها مي تواند در مورد او اظهار نظر كند كه تمامي اين كتاب ها را
خوانده باشد.
كتزياس مي گويد:كوروش ايرانيان را مبدل به يك ملت صنعتي كرد و طوري
صنايع ايران در دوره ي هخامنشيان پيشرفت كرد كه از كشورهاي ديگر براي فرا گرفتن
صنعت به ايران مي آمدند و پس از مدتي كارآموزي به وطن خود مراجعت مي
كردند
آربان مي گويد:حقي كه كوروش بر گردن ايرانيان دارد به قدري زياد است كه هرگز ايراني ها نخواهند توانست آن را ادا كنند و هر قدر او را تجليل كنند سزاوار است.
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به
خاك بسپارندتا اجزا بدنم ذرات خاك ايران را تشكيل
دهد
كوروش بزرگ (فرزند هخامنش)

استرابون كه با اسكندر به ايران آمد و مقبره كوروش را ديد مي گويد:
اسكندر بعد از اينكه مقابل مقبره رسيد همانطور كه در معبد خدايان يوناني رعايت احترام ميكرد مراسم احترام را بجا آورد و به كساني كه اطرافش بودند گفت:
"اين كسي است كه بزرگترين پادشاه جهان بود و اميدوارم خدايان به من توفيق دهند كه مثل او شوم"
1. نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند.
2. سکه را در جهان ضرب کردند.
3. ذوب فلزات را آغاز کردند (در شهر سیلک).
4. عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند.
5. کشتی (زورق) را ساختند.
6. اولین ارتش سواره نظام در دنیا را ایجاد کردند(توسط سام با 115 سرباز(.
7. زغال سنگ را کشف کردند.
8. مقیاس سنجش اجسام را کشف کردند.
9. به کرویت زمین پی بردند.پ
10. قاره ی امریکا را کشف کردند سپس کریستف کلمب و واسکودوگومابراثر خواندن کتابهای پارسي که در کتابخانه ی واتیکان بود به فکر قاره پیمایی افتادند.
11. شیشه را کشف کردند وبرای استفاده در منازل به کار بردند.
12. حروف الفبا را ساختند(در 7000 سال پیش .(
13. آتش را کشف کردند.
14. مس را کشف کردند.
در ضمن دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی بنا کرد ساخته شد.
تقویم کنونی(ماه 30 روزی) به دستور داریوش پایه گذاری شد.او هیاتی را برای اصلاح تقویم به ریاست دانشمند بابلی بنام دنی تون بسیج کرده بود . برطبق این تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای پنج عید مذهبی و سی و یک روز تعطیل رسمی بوده است که یکی از آنهانوروز ودیگری سوگ سیاوش بوده است
رفته بودم لندن! فقط برای اینکه نمایشگاه امپراطوری ایران هخامنشی رو که در بریتانموزه یا ترتیب دادهشده ببینم. جای شما خیلی خالی بود. واقعا که به دیدنش میارزید. به خصوص منشور معروف کوروش کبیر، و تندیس تمام قد داریوش کبیر.نظر بده

ولی هنوز کسانی هستند که کوروش نبی را پیامبر خود نمی دانند. افسوس
![]()